57355655
هر سال با پایان یافتن امتحانات خردادماه، تب و تاب بحثها پیرامون کیفیت آموزش و نتایج تحصیلی دانشآموزان بالا میگیرد. اما در میان این تحلیلها و انتقادها، کمتر صدایی از سوی اصلیترین ذینفعان، یعنی خود دانشآموزان، شنیده میشود که «مدرسه خوب از نگاه شما چیست؟» گفتوگو با جمعی از دانشآموزان نشان میدهد که انتظارات آنها از یک مدرسه خوب بسیار فراتر از چارچوبهای سنتی نمره و کتاب است؛ آنها فضایی را میجویند که سکویی برای رشد همهجانبه، تجربه زندگی، تقویت شادی، شکوفایی خلاقیت و مسئولیتپذیری باشد.
رویکرد دانشآموزان به مدرسه خوب: فراتر از نمره و کتاب
دانشآموزان ایرانی معتقدند که مدرسه خوب باید بستری برای تجربیات عملی و معنادار باشد. امیرحسین مزروعی، دانشآموز کلاس هفتم، به این نکته اشاره میکند که مدارس باید برنامههای شاد و تفریحی مانند جشنها و اردوهای هدفمند داشته باشند. او با مقایسه اردوهای داخلی با آنچه در مدارس کشورهای پیشرفته میگذرد، تأکید میکند که اردوها باید فرصتی برای تجربه واقعیتهای زندگی و آموزشهای کاربردی باشند، نه صرفاً گذراندن وقت. این دیدگاه نشاندهنده لزوم بازنگری در برنامههای فوقبرنامه برای ایجاد یک مدرسه خوب و پویاست.
نیازهای آموزشی مدرن: هنر، فناوری و مهارتهای زندگی در مدرسه خوب
نسل امروز دانشآموزان در عصر اطلاعات و فناوری غرق هستند و انتظار دارند که مدرسه خوب نیز با این تحولات همگام شود. آرتین صاحبقدم از نیاز مبرم به حضور موسیقی و هنر در فضای مدرسه میگوید و پیشنهاد میکند که پخش موسیقی در زنگهای تفریح و آموزش از طریق هنر، میتواند اشتیاق به یادگیری را دوچندان کند.
او بر ضرورت اختصاص ساعت بیشتر به هنر و انجمنهای هنری، و برگزاری نمایشگاههای نقاشی و هنری تأکید دارد. همچنین، امیرمهدی میرحسینی به این موضوع اشاره میکند که سرفصلهای درسی باید با نیازهای روز جامعه و پیشرفتهای تکنولوژیکی مانند هوش مصنوعی و اینترنت همخوانی داشته باشند. او خواهان استفاده از آموزش الکترونیک برای افزایش علاقه و بهبود فرآیند یادگیری در یک مدرسه خوب است.
تصویر: 
دانشآموزان همچنین اهمیت مهارتهای زندگی را در ساختار یک مدرسه خوب برجسته میکنند:
آموزش مهارتهای زندگی: امیرعلی خداجو، دانشآموز کلاس هشتم، باور دارد که معلم باید مهارتهای زندگی را به دانشآموزان بیاموزد و چشمان آنها را به روی حقایق زندگی بگشاید.
استعدادیابی و پرورش: یک مدرسه خوب باید استعدادهای دانشآموزان را شناسایی و راه پرورش آنها را هموار سازد. فعالیتهای فوقبرنامه فرهنگی و ورزشی در کنار درس، انگیزه و نشاط را افزایش میدهد.
مشارکت، مسئولیتپذیری و سلامت روان: ارکان مدرسه خوب
مدرسه خوب از دیدگاه دانشآموزان فضایی مشارکتی است که به آنها احساس امنیت و تعلق خاطر میدهد. علی آجرلو، دانشآموز آشنا با فلسفه، معتقد است که مدرسه باید با نظر دانشآموزان اداره شود و رفتار و اخلاق معلم نقش کلیدی در ایجاد علاقه به محیط مدرسه دارد. از نظر او، آموزش باید بر پایه کارگروهی استوار باشد و مسئولیتپذیری از طریق واگذاری وظایف کوچک به دانشآموزان آموزش داده شود.
این دانشآموز بر ایجاد انجمنهای هنری، علمی و داوطلبانه، و همچنین آموزش روشهای حل مسئله و مدیریت اختلافها تأکید میکند. ارسلان امامی نیز از مدرسهای میگوید که در آن دانشآموزان با یکدیگر صمیمی هستند و مدیران و معاونان نه تنها به درس، بلکه به تفریح و روحیه دانشآموزان نیز اهمیت میدهند. او خواستار رقابتهای سالم و همکاریمحور است که به رشد همه دانشآموزان کمک کند، نه صرفاً به برجسته کردن ممتازین. سلامت روان دانشآموزان در یک مدرسه خوب از اولویت بالایی برخوردار است و نباید فدای رقابتهای تحصیلی صرف شود.
چالشهای سیستم آموزشی و انتظارات از مدرسه خوب
فاطمه اسماعیلی، یکی دیگر از دانشآموزان، انتقادات صریحی را نسبت به سیستم آموزشی کنونی مطرح میکند. او حجم سنگین محتوای درسی و ساعت آغاز زودتر کلاسها را از جمله چالشها میداند و با اشاره به مدلهای موفق آموزشی در کشورهای توسعهیافته مانند ژاپن و فنلاند، خواستار بازنگری در این رویههاست. او بر این باور است که عدم آموزش مسئولیتپذیری در مدرسه خوب و خانه، به بینظمی در محیط کلاس منجر میشود. اسماعیلی تأکید میکند که یادگیری باید تعاملی باشد و قلدری و سختگیریهای بیمورد معلمان باعث استرس و اضطراب در دانشآموزان میشود. او همچنین نقش خانواده را در تربیت فرهنگی و اخلاقی دانشآموزان و پرهیز از مقایسههای آسیبزا، حیاتی میداند تا فرزندان در یک مدرسه خوب و خانه، با آرامش به پیشرفت بپردازند.
تحول در تعریف مدرسه: سرمایهگذاری برای آینده
بر کسی پوشیده نیست که راه توسعه پایدار هر کشور از مدرسه خوب و نظام آموزشی کارآمد آن میگذرد. سرمایهگذاری در این مسیر، شامل تجهیز مدارس به کتابخانههای غنی، آزمایشگاههای مدرن، فضاهای ورزشی مناسب، سالنهای نمایش، و حتی گلخانه و بوفه، نه تنها یک هزینه، بلکه یک سرمایهگذاری بلندمدت برای آینده است. اسناد بالادستی کشور، مانند نقشه جامع علمی و سند تحول بنیادین آموزشوپرورش، به روشنی بر این واقعیت تأکید دارند که مدارس سنتی و صرفاً نمرهمحور نمیتوانند دانشآموختگانی را تربیت کنند که برای زندگی فردا آماده باشند. برای پرورش شهروندانی دانا، توانا، خلاق و مسئولیتپذیر، نیازمند تحولی عمیق در عرصه تعلیم و تربیت هستیم و باید مفهوم مدرسه خوب را بازتعریف کنیم تا به محلی برای زندگی، تجربه و شکوفایی استعدادهای نسل آینده تبدیل شود. شنیدن صدای دانشآموزان، گام نخست در این مسیر تحول است.







